روان سازی بستر

امتیاز

 روان سازی بستر حرکت مطابق با رفتارسازشی در محیط

 

                                 نرگس سادات خلیلی

دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تفرش

 

چکیده:

در خلق یک اثر معماری به همان اندازه که عناصرکالبدی ، نقش ایفا می کنند، رفتارهای انسانی نیز در آن دخیل هستند. خلق اثرعلاوه برروابط عملکردی فضا با زمینه ایجاد یکسری عوامل و برداشت روانی ، و تطابق آن با نیازهای روحی افراد مطابق با اصول زیبا شناسانه است که غنی می شود. مسیرها در فضای معماری عهده دار روان سازی حرکت وایجاد تحرک وجهت یابی  افراد هستند. بسترسازی حرکت برای گروهی از افراد که دارای محدودیت ذهنی-حسی هستند ودر بحث ادراک فضا و تشخیص مسیر حرکت دچارمشکل هستند ،بسیار حائز اهمیت است. این مقاله حاصل پژوهشی است در باب ویژگی های بسترهای حرکتی برای کاربرانی که دچارضعف حافظه و ناتوانی ذهنی هستند ومی توان امیدوار بود که این افراد، از طریق  فرآیند حرکت در فضا ،درک و تجربه محرک های بصری و غیر بصری ، بتوانند به مقصد خود برسند ودر فضا وخط سیر آن رهنمون شوند.

واژه‌های کلیدی: بسترحرکت، رفتارسازشی، کم توانی ذهنی، ادراک- نشانه ها، اطلاعات بصری

1- مقدمه

ملاصدرا و پیروان او معتقدند که جهان یکپارچه حرکت است و ثبات در آن وجود ندارد حرکت مشخصه ی حیاتی موجودات زنده است و معنایی بیش از راه رفتن دارد و به معنای شدنbecoming)) است، حرکت وسیله ای برای درک فضا است.انسان برای تحرک نیازمند انگیزه و محرک های محیطی است و برای  ادرک آن ها ابزارهای در دست دارد که حواس پنجگانه از جمله این ابزارها است .ادراک یعنی تعبیر و تفسیر احساس در بعد مکان ،ولی در واقع ادراک زمانی به سهولت صورت می گیرد که فرد به حس و احساسهای دریافتی خود توجه کند. دراین میان،افرادی با محدودیت های حسی و ذهنی دارای سرعت و قابلیت های متفاوتی در فرایند ادراک و رفتارسازشی با محیط پیرامون خود هستند. اصطلاح رفتار سازشی ، اصطلاحی است که به توانائی یک فرد در برآورده ساختن نیازهای یک زندگی مستقل در جامعه‌ای خاص به شیوه‌ای مقبول از نظر اجتماعی اطلاق می‌شود.بدین ترتیب رفتار سازشی گسترهٔ وسیعی از مهارت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و توانائی‌ها را برای رفع این گونه نیازها دربرمی‌گیرد.      کم توانی ذهنی عبارت است از یک وضعیت خاص عملکردی و مشخصه ی آن محدودیت در مهارت های هوشی و انطباقی با محیط است. (شریفی درآمدی-1373)

کم توان ذهنی در واقع نشانگر”هماهنگی” بین قابلیت های افراد از یک سو و ساختار و انتظارات محیط آنها از سوی دیگر است.( انجمن کم توانان ذهنی آمریکا American Association on Mental Retardation) تجربه نشان داده است که این گونه افراد هیچ  تجربه فضایی وتصویر ذهنی از مکانی که در آن قرار می گیرند ندارند وارتباطی که در رابطه با فضا صورت می دهند به تنهایی برای رفتار و حرکت آن ها کافی نیست. یک تفکردرحل مشکلات این افراد تفسیر ارتباط انسانی در فرایند حرکت است. حرکت فرایندی است که به زمان و مکان پیوسته است وبستر خاصى دارد محدودیت های افراد در عملکرد فعلی را باید در بستری از بافت اجتماعی در نظر گرفت بسترهای حرکتی باید مجموعه ای از محرک های محیطی باشد که بتوانند اطلاعاتی رابرای پردازش به ذهن کاربر فرستاده و ادراک آن را تسهیل ببخشد .وجود محرکها در محیط به لحاظ روانی و تعریفی در بسترحرکت زمینه ساز عملکرد ویژه انسان یعنی تحرک،ثبات،تعادل و یکپارچگی میان آن هااست که به تحرک معنا بخشیده ومبحث جهت یابی را به آن اضافه کرده است. این امر که به محیط های ساخته شده چه معنایی القا شود تا برای فعالیت های روزمره این  افراد  مورد استفاده قرار گیرد کلید اصلی این پژوهش است که برای نیل به این هدف باید روابط اجتماعی و انسانی دربین افراد با ناتوانی ذهنی و دیگران دراماکن عمومی مورد بررسی قرار گیرد.(STIJN.BAUMERS-2009)

برای فهم وتفسیرفرایند روان سازی در بستر حرکتی و ارتباط ان با رفتارسازشی  افراد با ناتوانی ذهنی لازم است به موارد زیر توجه نمود:

  • توالی عناصر کالبدی
  • معناسازی از طریق نشانه ها و نقش های شناختی
  • پردازش اطلاعات بصری در فرایند ادراکی مکان یابی

الف – توالی عناصر کالبدی

ادراک فرآیندی است که ما از طریق آن، طرحهایی از محرکها را در محیط خود، سازمان می دهیم و تفسیر می کنیم.از این رو می توان گفت وقتی محسوسات و احساسهایتان برای شما مشخص می گردند و به آنها وقوف می یابید، در واقع ادراک صورت گرفته است. به این سبب، فرایند ادراک مستلزم وجود و حضور دو عامل مهم دیگر است که عبارتند ازانگیرش و تمرکز در هر لحظه که محرکهای مختلفی به مغز مخابره می شوند و حتی در حافظه بایگانی می شوند. محیط ها باید دارای قابلیت هایی برای ایجاد انگیزه به کاربران آن باشد.

انسان محیط را در کاوش های احساسی و شناختی خود درک و دریافت می کند. فرایند ادراک بر احوال و احساسات ما تاثیر می گذارد.انسان در گام نخست برای درک کامل از فضای معماری در آن وارد شده و در امتداد آن حرکت می کند وعناصر کالبدی موجود در فضا را باحرکت در امتداد مسیر احساس و تجربه می کند.

از منظر جیمز گیبسون (١٩٧٩ ) قابلیت های محیط آن چیزی است که محیط به موجود زنده ارائه  کرده و به او پیشنهاد می نماید . تئوری “قابلیت ها” بر خلاف سایر تئوری های ادراک محیطی در روان شناسی چون تئوری ادراک فرم در روان شناسی گشتالت که اصلالت را به ادراک فرم وامی گذارد در عوض به ادراک عملکرد یک شیئ به جای فرم آن تاکید می ورزد. افراد با ناتوانی ذهنی علاوه بر تنش های جسمی ،روانی  تحت فشارهای اجتماعی نیز قرار می گیرند که می تواند ادراک اجتماعی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. آرامش و آسایش روحی وروانی که انسان با قرار گرفتن در بسترهای اجتماعی نسبت به فضا دارد در موارد زیادی وابسته به محیط هایی است که در آن در حال سکون و یا حرکت است و می تواند بواسطه آن، فضا را برای شخص مطلوب و یا غیر قابل تحمل سازد.

ادراک از پدیده های محیطی همیشه عین واقعیت نیست عواملی همچون نقص در اندام های حسی و ضعف حافظه در افراد کم توان ذهنی و امثال آن می تواند ادراک را تحت تاثیر قرار دهد.به تجربه می توان آموخت در فرایند حرکتی سناریوی طراحی که توسط طراح آن صورت گرفته شده می تواند دارای لایه های مختلفی ازصحنه ها و فعالیت های گوناگون باشد که در غالب نقشه ثبت و برنامه ریزی شده است.ثبت نقشه‌های رفتاری با توجه به ارتباط فعالیت‌ها با محیط، تهیه شده‌اند.در تکنیک‌های به کاررفته در تهیه این نقشه‌ها، از خط‌ها برای نشان دادن جهت حرکت، و … استفاده می‌شود .(موس 1976)

طرح ریزی فضایی عناصر کالبدی در فضای معماری نباید به گونه ای باشد که انسان را در ورای یکنواختی قراردهد.برنامه ریزی فضایی در حقیقت یافتن یک توالی عملکردی متناسب با فعالیت ها در عناصر کالبدی موجود در فضا برای رسیدن به هدف است.عناصر کالبدی موجود در فضا باید بتوانند رابطه ای فضایی بین هدف کاربردی و ناظررا ازطریق هندسه راه وکیفیت مکانی خود فراهم سازند.بنابراین در عمل تحرک و طراحی مسیر، موضوعی که به واسطه آن شخص در آن قرار می گیرد بسیار مهم و حایز اهمیت است.(شفیعی-1385 ص 141)

ب – معناسازی از طریق نشانه ها و نقش های شناختی

جان لنگ در کتاب خود می گوید:آنچه معماران خلق می کنند محیط بالقوه ای است برای رفتار انسان و آنچه شخص استفاده و تحسین می کند محیط موثر بر اوست. بر اساس این دیدگاه ماهیت رفتار انسانی می تواند چهارچوب نظری طرحی باشد که بواسطه آن می تواند خود را با محیط ساخته شده تطبیق داده و برای رسیدن به یک موقعیت خاص در محیط با آن سازش پیدا کند.محدودیت های عمده ی که افراد کم توان ذهنی در رفتار سازشی خود با محیط دارند روی زندگی آن ها تاثیر گذاشته و توانایی پاسخ دهی وی را نسبت به محرک های محیط تحت تاثیر قرار می دهد. انجام  مهارت های حرکتی سرانجام به مهارت مغزی منجر می شود ، مهارت هایی که قابلیت ادراک فنی و فضایی و اجتماعی را افزایش می دهد.

برقراری ارتباط میان انسان ها و محیط پیرامون آن ها، دلیلی برای معناسازی و گسترش دادن خطوط و شکل ها در قالب نماد، واژه و تصویراست. نمادها ونشانه ها جنبه ای وسیع تر از ذهن انسانی و پیچیدگی هایش را بیان می کند. این روش راهبردی است که می توان از آن برای طراحی بسترهای حرکتی  در فضایی که کاربران اصلی آن افراد کم توان ذهنی هستند در راستای حرکت ، جهت یابی و احساس تعلق به فضا و …استفاده کرد.خوانایی نقش های شناختی جهت کیفیت بخشیدن به حرکت در گذر از محیط ساخته شده موثر واقع شده و آن را معنا و مفهوم می بخشد.ما هر روز از انواع مختلف نشانه ها در زندگی روزمره برای بیان انتقال پیام به افراد استفاده می کنیم و به پیام ها به عنوان نظامی از نشانه ها نگاه می کنیم زندگی روزمره هیچ گاه از تجربه فضایی یا تجربه در مکان بودن تهی نیست، اما همه تجارب، تجارب معطوف به ادراک پیام نیستند. اگر تجربه کردن هم معنادار بودن دانسته شود، آنگاه اگر معنایی از فضا ادراک نکنیم باید نتیجه بگیریم که هیچ تجربه ای را از سر نگذرانده ایم، کاملا واضح است که چنین تجربه ای نادرست است. عدم برقراری ارتباط مفهومی (conceptual) با ساختمان نیز نوعی تجربه است. ادراک معنا یا عدم ادراک معنا هر دو بخشی از تجربه اند. نشانه ها با فرآیند تشکیل معنا، یا بی معنایی، سعی در ارائه راهکارهای مناسبی برای برقراری ارتباط مفهومی وکنترل دریافت ناظردارد. وجود نشانه به عنوان مهمترین شاخص های تعریف فضا در شناخت و خوانایی  و ادراک پذیری فضا از عوامل ضروری  در طراحی بسترهای حرکتی است و میزان تاثیر آنها بر افراد بستگی به درک و تجربیات آن ها در تقابل با واقعیت ها دارد.نشانه ها به عابران و بهره برداران کمک می کنند که در فضایی که در حال حرکت هستند مکانیابی کنند و پی ببرند کجا هستند و موقعیت خود را درک کنند.(شفیعی- 1385ص126)

استفاده از نقش های شناختی و نشانه ها در مسیرها و اماکن، دسترسی ها را تسهیل کرده و با اطلاعاتی که از طریق طراحی ویژه خود به ذهن کاربر فرستاده مانع از سردرگمی و احساس پریشانی فرد در فضا می شود.نشانه ها می توانند در مقیاس معماری داخلی و خارجی متناسب با کاربری فضا با ایجاد هدف بستر سازی برای حرکت مستقل کاربرد داشته باشند.(شکل 2)

اطلاعات فرستاده شده توسط نشانه ها در فرایند حرکت برای یک تجربه فضایی در مراحل بعدی تبدیل به یک نظام تجسمی قوی  در ذهن کاربر می شود.انسان می تواند در ذهن خویش با به هم پیوستن  مقادیری از این علائم ،طرحواره هایی تشکیل دهد که به کمک آنها محیط را آسان تردرک نماید.(گروتر1383- ص 4)

منظور از تصاویر ذهنی،باز پدید آوردن آن چیزی است که قبلا ادراک شده است .این تصاویرذهنی شامل شکل بندی ایستا ،متحرک (تغییر در مکان)و تبدیلی (تغییر در شکل)است .این سه نوع واقعیت بطورپیوسته در تجارب ادراکی آزمودنی رخ می دهد (پیاژه و اینهلدر،1969)

ساخت نظام تجسمی ذهن بر اساس تصویر سازی ذهنی- دیداری و تصویر سازی ذهنی- شنیداری است نماد سازی یکی ازپیشرفته ترین توانایی های ذهنی است که در آن مغزادراکات،حافظه و حالت های وابسته به آن ها  را برای بدست آوردن مهارت های اساسی  به صورت یکپارچه در می آورد و ازان ها یک زنجیره ی فکری یا فرایند می سازد. می توان گفت استفاده از نشانه ها و نمادها با علائم صوتی در این امور راهبردی موثرتر بوده است به دلیل آن که ادراک شنیداری در افراد کم توان ذهنی به مراتب بیشتر بوده و تصویرسازی مربوط به آن به حافظه بلند مدت این افراد سپرده می شود.نشانه ها می توانند از هر جنس و نوعی باشد و همچنین می تواندتوسط هر کدام از سیستم های ادراکی درک گردند فقط کافی است که در برد یکی ازسیستم های ادراکی قرار گیرد.(شفیعی – 1385ص 126)

جان لنگ (1987)نشانه ها رانقاطی می دانند که نسبت به مشاهده گرعنصر خارجی و بیگانه اند و ازنظر بصری به راحتی قابل تشخیص می باشند. جنبه ارتباطی نشانه ها زمانی می تواند به درستی صورت گیرد که آن ها در هماهنگی کامل با محیط خود باشد ومکان یابی آن ها ازمهمترین اصل در این امورطراحی ها می باشد ، که هدف اصلی آن ارتقای درکی از رفتارفضایی وایجاد انگیزه برای حرکت و شناخت پیرامون است.

شکل 1نشانه ها در مقیاس  معماری داخلی منبع : Forest Way SEN School, United Kingdom

شکل 2نشانه در مقیاس معماری خارجی منبع: The Danish Ministry of Education, National Education Authority

ج – پردازش اطلاعات بصری در فرایند ادراکی مکان یابی

در معماری امروز بحث ادراک فضا و مکان یابی برای گروهی از کاربران با نیازهای ویژه به مرحله ی طراحی و اجرا رسیده است. درادراک مکان یابی با سه موضوع اساسی یعنی “جداسازی اشیا ، ادراک فاصله و ادراک حرکت” سروکار داریم ،به کمک این فرایند دستگاه ادراکی فرد قادر خواهد بود جایگاه عناصر را در موقعیت سه بعدی تشخیص دهد. حرکت ذهنی و به دنبال آن حرکت عینی از طریق جداسازی شکل ها درزمینه در جداره ها می تواند در بحث  ادراک مکان یابی قرار گیرد.

خوشبختانه اخیرا”به اهمیت مبحث حرکت در بسترهای طراحی شده به عنوان راهبردی برای درمان غیر دارویی و افزایش قابلیت یادگیری درکنترل و تعادل حرکتی پی برده اند و آن را امری مثبت در جهت درمان افراد کم توان ذهنی دانسته اند. این افراد علاوه بر نقص در توانمندی های ذهنی، در زمینه حرکات درشت، حرکات ظریف، مهارت های درکی – حرکتی، جهت یابی و تعادل نیز دارای اختلالات قابل توجه می باشند. لذا هر گونه بی توجهی در این امروعدم رضایتمندی از محیط ساخته شده در امر بهینه سازی باعث بروز اختلالات قابل توجه در زمینه های حسی، حرکتی و شناختی فرد می شود.از این روطراحی بسترها برای به حقیقت پیوستن انجام مهارت های حرکتی در امتداد فضای دید شخص ومعنا بخشیدن به اطلاعات بصری که دریافت می کند صورت می پذیرد.

لازم به ذکر است که معنای یک عبارت بصری بستگی به واکنش تماشاگر نیزدارد زیرا تماشاگرازطریق برخی داوری های ذهنی خود به تعبیر و تفسیر آن می پردازد و آن را تا حدودی دستخوش تغییر قرار می دهد.روان شناسی گشتالت در زمینه ی دریافت حسی،تحقیقات و بررسی های ارزنده ای را انجام داده است که در نتیجه ی آن اطلاعات نسبتا”زیادی درباره ی نقوش بصری و اهمیت آن گرد آمده است و نیز درباره نحوه ی دیدن و چگونگی سازمان یابی و بیان اخبار بصری به وسیله ی انسان کشفیاتی حاصل شده است.(دونیس ا،داندیس-1368 ص 47)

لیدرورند(1997) در بررسی های خود نشان دادکه افراد با ناتوانی ذهنی عموما”از ادراک گشتالتی برخوردار نیستند آنها لزوما” آن چیزی که افراد معمولی در یک نگاه دریافت می کنند را ادراک نمی نمایند،این افراد عمدتا”پیش ازاین که به هیات کلی یک پدیده توجه داشته باشند به اجزای آن خیره می شوند و ادراک گشتالتی در آنها به تدریج صورت می گیرد.

انواع مختلفی ازاطلاعات بصری می توانند نقش مهمی در متعادل سازی محیط ایفا کنند،تعادل اولین اصل در طراحی مکان هایی است که کاربران آن افرادی با ناتوانی ذهنی هستند.عناصر بصری جهت فراهم ساختن زمینه وشکل دادن به حرکات درامتداد بسترها و انجام مهارت های ارادی می توانند به الگوهای پیچیده تری در فضای عملکردی تغییر شکل یابند.گروهی از این عناصر بصری عبارت از:خط – رنگ – شکل – جهت – و یا ترکیب دویا چند از این عوامل.

معنا در پیام های بصری فقط نتیجه جمع شدن تاثیرات حاصل از  نحوه ی ترکیب عناصر اولیه نیست ،بلکه چگونگی آن تا حدودی زیاد به دستگاه حسی خاصی که در تمام انسانها به طور یکسان عمل می کند ،نیز بستگی دارد. معنا بخشیدن به هدف در مکان یابی و رسیدن به معنای مورد نظر در یک عبارت تصویری بستگی زیادی به گونه ی ترکیب بندی آنها دارد و علاوه بر آن، ترکیب بندی یک اثر در جلب توجه بیننده نقش بسیار مهمی را می تواند ایفا کند.(دونیس ا،داندیس-1368 ص 45)

جنبش و حرکت عینی در امتداد یک عنصر بصری  درمیسر هنگامی بوجود می آید که چشم نیز در امتداد آن حرکت کند و این حرکت اثربخش در امتداد مسیرعامل مهمی در ایجاد جنبش ذهنی از شناخته ها به ناشناخته ها است و افرادکم توان ذهنی با وجود مهارت ناکافی خود مسیر هدف متحرک را دنبال می کردند. و می توانند مقصد محرک های بصری را پیش بینی کنند ، گیبسون (1986)در نظریه خود می گوید:ما به این دلیل یک شی را در حال حرکت می بینیم که حرکت آن به طور متوالی قسمت هایی ازیک زمینه ی بی حرکت رامی پوشاند یا نمایان می سازد.درک عمیق این نظریه می تواند طراحان را در امرطراحی رهنمون سازد. که نتیجه آن، ساخت مدلهای تصویری معنادارو مرحله ای  درغالب الگوهایی در کف سازی ها وجداره ها برای انتخاب مسیر است. در این روند علاوه بر چگونگی انتخاب مسیر، مکان یابی نیز در آن صورت پذیرد.

استفاده ازخطوط رنگی در زمینه هایی که بتوانند خود را شاخص جلوه داده،گونه ای از این ترکیب بندی ها و مدل های تصویری است.خط ومسیرحرکت همواره در کنار هم بیان می شوند یا به عبارتی دیگرخط،نقطه در حال حرکت است.استفاده از خطوط در یک ترکیب رنگی نا متجانس با محیط اطرافش می تواندسبب افزایش قابلیت پردازش اطلاعات بصری و کاهش اختلالات روانی در فرایند ادراک افراد کم توان ذهنی شود.

2- نمونه موردی

درطرح بازسازی یک مرکز آموزشی در کارولینای شمالی تحت عنوان (On the right path) طراح با استفاده از الگووترکیب های طراحی شده در کف سازی ها توانسته مسیرهای منتهی به فضاهای عملکردی راتقویت کند وحرکت در امتداد آن در راهروها کمک می کند که کاربران به سمت واحدهای آموزشی و کارگاهی ودیگر فضاهای عملکردی هدایت شوند.هدف از خلق این گونه الگوی بصری انعطاف پذیری هر چه بیشترفضا و انتخاب مسیردرست در راستای رسیدن به هدف ،بدون ایجادهرگونه احساس گمشدگی در فضا است. طراح در این الگو توانسته است با استفاده از چهار رنگ متفاوت سفید و سبز و نوعی آبی به عنوان زمینه و مشکی کلایسک به عنوان الگوی خطی و بافت خاصی از کاشی در کف ،طرحی جذاب در جهت حفظ اهداف کاربردی منطبق با مفاهیم زیبا شناسی را در نقاطی که مربوط به تصمیم گیری حرکت و مقصد است را ایجاد کند.(شکل 3)

شکل 3محرک های بصری در محیط،منبع: armstrong.com/flooring

بررسی رفتار سازشی افراد با محیط درجهت تجربۀ زیبایی شناسی به فنون علمی  برپایه ی روان شناسی متکی بوده است. مفهوم زیبا شناسی نمایانگررابطه ی اساسی بین اصول ادراکی و فرایند ادراک است معماری کردن بر اساس این اصول علاوه بر تامین نیازهای روحی و باطنی اصول زیبا شناسی رانیز در بر می گیرد.شناسایی مولفه های کیفی زیبا شناسی و استخراج راهکارهای ارزیابی مبتنی بر آن می تواند در جهت مطلوبیت کیفی محیط و تامین نیازهای انسانی موثر باشد.

چهار موضع گیری مهم نظری زیبا شناسی  از دیدگاه ابرهام مولس (1966)عبارت از: رویکرد نظریه اطلاعات ،رویکرد معنا شناسی ، رویکرد روان شناسی و زیست شناختی که ریشه در روان شناسی گشتالت دارد. (رودلف آرنهایم-1386)

در دیدگاه زیبایی شناسی، ادراک کیفیت محیط با پیام های منظم و پیچیده همبستگی زیادی دارد. چون ساختار محیط حاوی اصول نظم دهی مختلفی است که توسط فرد یا گروهی از افراد قابل دریافت است. (همان)

3-نتیجه گیری

آنچه ازمطالب فوق برای ما از اهمیت بالایی برخوردار است نتیجه ی این اهداف است که عبارت از: تجزیه و تحلیل روان شناسانه افراد کم توان ذهنی و شناسایی عوامل درونی آنها وارایه ی پیشنهادات طراحی در مقیاس خرد فضاها از طریق  القای حس حرکت است وادراک شناخت به عنوان کلید طراحی در فرایند تصمیم گیری در امر جهت یابی است و همچنین مناسب سازی محیط با واقعیت های موجود و روان سازی حرکتی ازطریق طراحی مسیرها در محیط نامعین و نامشخص وایجاد تحرک و جنبش در جهت استقلال و افزایش اعتماد به نفس ورشد اجتماعی در محیط هایی  که کاربران اصلی آن به علت ضعف حافظه در رفتار سازشی خود با محیط دچار کمی اختلال و در پاسخ گویی به محرک ها دارای تاخیر هستند. در بسترسازی حرکتی توجه به ثبت الگوهای رفتاری این افراد در گام اول،و ثبت فعالیت ها به شکل متوالی در گام دوم،منطبق با محتوای عملکردی و ویژگی های زیباشناسانه از اهمیت بسزایی برخورداراست. بررسی تطبیقی فرایند ادراکی در افراد با محدودیت های حسی و ذهنی و نظریات زیبا شناسی اطلاعات گسترده ای از الگوهای طراحی محیط ها را برای نظام بخشیدن به تصورات ذهنی  در اختیار معماران در این عرصه قرار می دهد.

4- منابع

  • لنگ ، جان،1386، آفرینش نظریه ی معماری؛ ترجمه ی علیرضا عینی فر؛ دانشگاه تهران،تهران
  • دونیس اِ، داندیس،1368، مبادی، سواد بصری ،ترجمه مسعود سپهر، انتشارات سروش، تهران
  • یورگ ،کورت گروتر1383،، زیبایی شناسی در معماری، دکتر جهانشاد پاکزاد، مهندس عبدالرضا همایون، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی
  • شفیعی‌اردستانی ،روشنک،1385، نابینایی و ادراک محیط، انتشارات سپاهان
  • Gibson, J. J. (1966), “The Senses Considered as Perceptual Systems”, Houghton, Mifflin, Boston.
  • ژان پیاژه، باربل اینهلدر، 1384،روان شناسی کودک ،مترجم :زینت توفیق ،انتشارات نی
  • شریفی درآمدی، پرویز،1373،مبانی روانشناختی آموزش و پرورش کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر و تربیت پذیر،انتشارات مروج،تهران
  • مری.آر.فیورنتینو،1379، مبانی رشد حسی و حرکتی کودکان ،ترجمه فرزانه یزدانی، مهدی رصافیانی ،دانشگاه ازاد اسلامی ،تهران
  • سجودی،فرزان،1386،نشانه شناسی کاربردی،نشرقصه،تهران
  • آرنهایم،رودلف،1386،هنر و ادراک بصری مترجم:مجید اخگر ،انتشارات سمت، تهران
  • BAUMERS,STIJN&HEYLIGHEN,ANN,THE EYES OF THE MIND ARCHITECTURE AND MENTAL DISABILITY
  • EFIST ,TOMMY, ARCHITECTURE AN INTEGRATED LIVING AND WORKING FACILITY FOR THE MENTALLY AND PHYSICALLY HANDICAPPED
  • COM/FLOORING